اگه حقيقت را بخواهيد از نظر من خيلي اين موضوع مهم نيست.بلكه اون پلي كه اطلاعات را بين سمت چپ وراست مغز رد وبدل ميكنه مهمه.چراكه تقويت اين پل كمك مي كنه بين نگاه عاطفي موضوعات ونگاه محاسباتي وعقلي درباره موضوعات درست گره بزنيم تا اين گره منعطف در بعضي جاها راحت باز بشه وجايي با محكم بودن گره بهبود پيدا كنيم.
امروزه كار بدون خلاقيت در روابط عمومي به مفهوم مرگ زود رس براي اون روابط عمومي هاست.شايد خيلي زود به اين نتيجه برسند كه هيچ حرفي براي گفتن ندارند.
هر چيزي كه به ما كمك كنه خارج از چارچوب فعلي درباره فعاليت در روابط عمومي براي برقراري ارتباط موثر فكر كنيم،ميشه به شكوفايي ودميدن روح تازه در جسم روابط عمومي اميدوار بود.به قول يكي از دوستانم كار روابط عمومي هواي تازه وروح بلند به سازمان هديه مي كنه
چرا چنين اتفاقي هر روزه تكرار مي شود؟
چگونه مي شود از دور ريختن سرمايه با چنين اقداماتي جلوگيري كرد؟
چه كساني متوانند در بهبود فرايند به ما كمك كنند؟
كي تصميم جدي در اين زمينه گرفته خواهد شد؟
مهندسين روابط عمومي وطراحان پيام،مديران لايق ومتخصص ميتوانند پاسخ تمام سوالات بالا را پاسخ دهند.امروزه ساختن ديوار براي كارگران باتجربه، وحضور كاركنان علاقمند در روابط عمومي كم نيست.ولي بدون مهندسين پيام ديوار ها محكم وموثر نخواهند بود.